كسى هست به خاطر جدّم رسول خدا و پدرم اميرالمؤمنين مرا يارى كند ؟
اين جمله در هر عصر قلب شيعيان را خون مىكند و با جارى كردن قطره هاى اشك كه همان خون سفيد رنگ ، روح و جانشان است به نداى حضرت ، لبيك مىگويند در دشت چالدران صداى يا على مدد ، يا على مرتضى ، يا حسين شهيد ، يا صاحب الزمان و . . . كه ازقلب سربازان شاه اسماعيل برميخواست ، ميدان جنگ راپوشش داده بود و بر اردوگاه سپاه سيصد هزار نفرى تا دندان مسلح و جنگ آزموده دشمن ترس و وحشت انداخته بود و لذا كشتار و اسيرانشان بسيار زياد شده بود و در نگاه و ارزيابى كارشناسان نظامى ، سپاهايران ، دشمن را شكست داده است ، اگرچه با شهادت همه نيروها صورت گرفته است ، به خاطر اينكه شاه عثمانى و سپاهش همراه با قبيله هاى بسيار جنگ آزموده دردنياى آن روز ، يكّه تاز ميدان بودند و هيچ كشورى را رقيب خود نميدانستند حتى كشورهاى اروپايى را نگران كرده بودند چون توان مقابله را نداشتند ،
ولى شاهايران با اندك نيروهايش ، سند پيروزى ايران را در دشت چالدران با خون پاك شيعيان حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب ( ع ) امضاء كرد . جنگيدن سى هزار نفرى كه بسيارشان اصلًا ، جنگ نكرده بودند در مقابل سيصد هزار نيروئى كه ، سالها آموزش هاى نظامى و رزمى ديده و در جنگ ها شركت كرده بودند ، يك حركت بسيار شگفت انگيز است زيرا اگر آنها آماده جنگ نبودند و يا از سپاه دشمن ترس و هراس
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 145
مساهمون: حميد فتاحى
ص١٤٥