پياده كنند كه اگر جنگ اتفاق بيفتد ، سلاح هاى دشمن ، مناطق نزديك را هدف قرار مىدهند و اگر خداى نكرده شكستى پيش بيايد اولين قربانيان مرز نشينان خواهند بود .
به هر حال در مدت چند ماه كه جنگ چالدران درمنطقه صورت گرفت ، بخش زيادى از نياز و احتياجات سربازان رشيد ايرانى را ، اهالى شهرستان چالدران و حومه تأمين مىكردند ، زيرا كه آنها هم ، مردمان غيور و با شهامت و هواداران خالص حضرت اميرالمؤمنين و فرزندان معصومش ( عليهم السلام ) بوده و در دفاع از حريم امامت و ولايت و پاسدارى از مرزهاى اعتقادى و جغرافيايى كشور خود با عشق و ايمان انجام وظيفه مىكردند .
و اين روحيه بعد از قرنها كه از جنگ چالدران ميگذرد در اين شهر و ديار به قوت خود باقى است چون نسل حاضر فرزندان صالح و شايسته شيرمردان و قهرمانان دورانى هستند كه شعار مقدس « يا على مدد » را با خون پاك خود در دشت چالدران نوشتند و با مال و جان خويش فداكارى نمودند و در صحراى خونين چالدران به دشمن خون آشام اسير ندادند و بلكه هزاران اسير گرفتند ، شجاعت آنها دشمن را چنان هراسان كرده بود كه بعد از پايان درگيرى و جنگ ، شاه عثمانى ، به مدت يك روز در پشت سنگرها ، نيروهايش را متوقف ساخت ، زيرا مىگفت ايرانيان شكست نخوردهاند شايد مىخواهند از راه ديگرى به ما حمله ور شوند چون خودش مىديد كسى از سربازان دلير
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: حميد فتاحى
ص١٤٣