متفرقه و آزاد در شهرستان ماكو مدرك كلاس ششم را گرفتم و سپس در شهرستان شوط در كلاس هفتم ثبت نام كردم و بعد از مدتى به تقدير الهى و خواست مرحوم پدرم درسال 1349 هجرى شمسى به حوزهء علميه نمازى شهرستان خوى وارد شدم كه تقريباً سيزده سال داشتم ، در حجره كوچكى ما را جاى دادند كه خوابگاه ، محل زندگى ومكان درسِ چند نفر بود .
در آغاز ورود به حوزهء علميه ، تحصيل علوم حوزوى برايم چندان مورد علاقه نبود و لذا چندين بار به پدر مرحومم گفتم نمىخواهم به درس طلبگى ادامه دهم زيرا يك ترس و نگرانى در ارتباط با علوم دينى و مسئوليت سنگين روحانى شدن ، مرا زير فشار قرار مىداد و با بهانههائى مىخواستم خود را كنار بكشم ولى ايشان نپذيرفت و با تمام قدرت در برابر خواستههايم ايستادند و با هر وسيله كه بود مرا به تحصيل علوم حوزوى ترغيب و تشويق نمود و شايد تقدير الهى همين بود .
در آن لحظات نوجوانى و احساس غربت و تنهايى عدّهاى از مومنين كه از دوستان قديمى پدرم بودند مرا مورد مهر و محبتهاى خداپسندانه خود قرار دادند در اين جا بر خود لازم مىدانم از همه آنها ، خصوصاً از دو بزرگوار ، آقايان مرحوم حاج پرويز قربانزاده و مشهدى اسماعيل جليلى و خانوادههاى محترمشان به نيكى ياد كرده و قدردانى كنم چون همانند فرزندانشان ما را تحمل نمودند و به خوبى پذيرايى كردند و اين
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: حميد فتاحى
ص١١٠