تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
عازم روستاى چاوقون شدم و در بازگشت به خاطر گرفتار نشدن در دست اشرارحكومتى ، مسير را تغيير داديم و از مسير ديگر به سوى خوى رهسپار شديم ، ساواك توسط پاسگاه شهرستان شوط ، به خانهء پدر در اين روستا وارد ميشوند و با طرح چند سوال در ارتباط با ما ، ايشان را به پاسگاه شوط مىبرند و بعد از بازجويى و بازرسىهاى بدنى چيزى پيدا نمىكنند و با تعهد آزادش مىكنند و مىگويند هر لحظه ممكن است دوباره احضار شوى و . . . به هر حال در سال 1358 كه تازه ازدواج كرده بودم حركت خود را به سمت شهر مقدس قم آغاز نمودم و با تمام وجود به درس و بحث و جبران كمبودهاى علمى پرداختم و در محضر اساتيد بزرگ حضرآت آيات ، حاج شيخ عبدالكريم ملائى ( رحمه الله ) ، حاج آقاى پايانى ( رحمه الله ) و حاج آقا اعتمادى كتاب‌هاى رسائل و مكاسب و كفايهء را به اتمام رساندم از محضرپر بركت استاد ملايى و بزرگان ديگر ، كتابهاى شرح منظومه و شرح تجريد و اصول عقائد را در روزهاى پنج‌شنبه و جمعه ، صبح و عصر مىخواندم و . . . و بعد دروس حوزوى را ، درسطح خارج فقه و اصول ، در محضر حضرات آيات عظام ، خصوصا آقايان : 1 - سيدصادق روحانى 2 - مكارم شيرازى 3 - وحيد خراسانى 4 - فاضل لنكرانى ، مشغول شدم و با شركت جدّى و علاقه وافر كه داشتم ، تمام مطالب را در هنگام تدريس اساتيد به زبان عربى