تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرقه اى براى تفرقه ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
پيشرفت و تمدن مىشدند و كشور را عقب نگه مىداشتند .

ن : اجتماع معارضين ؛

در سال 1345 ق . رؤساى معارضين به رهبرى فيصل الدرويش در منطقهء الغطغط جمع شدند و مواردى را كه با عبدالعزيز تفاهم نداشتند ، يادآورى نمودند ، از جمله : 1 . سفر پسر سعود به مصر ، 2 . سفر فرزند ديگرش ( فيصل ) به لندن ، 3 . به كارگيرى تلگراف ، تلفن و ماشين‌آلات ، 4 . خطر تجارت با كويت ؛ چرا كه مردمانش كافرند و مبانى وهابيت را قبول ندارند ، 5 . منع قبايل اردنى و عراقى از چراندن گوسفندانشان در اراضى مسلمين ، 6 . مخالفت با دولت دربارهء تسامح با خوارج ( شيعيان ! ) در احساء و قطيف . عبدالعزيز يا مىبايست آنها را به اسلام هدايت مىكرد و يا آنها را به قتل مىرساند . عبدالعزيز براى حل اين مشكل ، جلسه‌اى تشكيل داد و تمام اعضاى معارضين به جز سلطان‌بن بجاد را دعوت نمود . ابن‌بجاد حاكم حجاز بود و اصرار بر حضور نداشتن در اين جلسه داشت و دليلش اين بود كه اطمينانى به عبدالعزيز و سخنان وى نداشت ؛ به خصوص بعد از اين كه ابن بجاد او را تحريم و تكفير و عزل كرد .