ديدار از كشورهاى اروپايى به فرنگ فرستاد ، براى جنگ ، از ماشينها و تجهيزات مخابراتى كه از ساختههاى اروپايىها بود ، استفاده مىكرد . همهء اينها بدعتهايى بود كه الاخوان او را بدان متهم مىكردند . الاخوان معتقد بود كه عبدالعزيز بايد به دولتهاى همسايه مثل عراق و اردن حمله برد و كشورهايشان را جهت انتشار آيين وهابيت اشغال كند .
صاحب كتاب تاريخ نجد مىگويد : الاخوان عبدالعزيز را مشكل ديگرى براى خود مىديدند ؛ از اين رو عليه او طغيان كرده ، مردم را نيز مجبور به شورش مىكردند . الاخوان به راحتى با كسانى كه از آنها تبعيت نمىكردند ، جنگيده ، آنها را تكفير كرده ، مال و اموالشان را به يغما مىبردند و به باديهنشينهايى كه يارىشان نمىكردند ، مىگفتند : تو اى باديهنشين ، مشرك هستى و خون و مالت هدر مىباشد . از اعمال و جناياتشان چنان ترسى در دل مردم پديد آمده بود كه مردم احساس امنيت نمىكردند .
صاحب
تاريخ المملكة العربيّة السعوديّه
مىنويسد : الاخوان مخالف علم و تكنولوژى بودند و هرگونه صنعت جديد را شرك و كفر قلمداد مىكردند ؛ مثلًا در مورد تلفن ، تلگراف ، ماشين ، ساعت و آهنربا مىگفتند : اينها سحرى هست كه شيطان انجام مىدهد ، از به كارگيرى اين وسايل و انتشار آن جلوگيرى كرده ، بدين ترتيب مانع
فرقه اى براى تفرقه ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: الشيخ نجم الدين الطبسي
ص١١٤