جماعت برپا گرديد . امام جماعت اين آيه را خواند :
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا . . .
عبدالعزيز به طرف امام جماعت حمله برد و او را كتك زد و گفت : اى خبيث ، تو را به سياست چه كار ؟ آيهء ديگر پيدا نمىشد كه بخوانى ؟ !
س : بحران جديد
پس از آن كه بر جنبش الاخوان ، غلبه كرد و مخالفت بزرگان را فرو نشانيد ، در سال 1348 ق . دچار بحران اقتصادى سنگينى شد ، به طورى كه حجّاج در آن سال به چهل هزار نفر تقليل پيدا كردند و ساكنان حجاز دچار گرسنگى شدند و از حجاج يارى طلبيدند تا كمكى به آنها كنند . آنان از مازاد غذاى حجاج و نيز از پوست ميوهها ، براى ادامهء حيات استفاده مىنمودند .
عبدالله فيلبى مىنويسد :
اضطراب و پريشانى بر ملك عبدالعزيز غلبه نمود ، به طورى كه در يكى از روزها پرده از اين اضطراب برداشته ، گفت : ما با فاجعهء اقتصادى مواجهيم به طورى كه تمام بلاد را در برگرفته است .
وى گويد : من به عبدالعزيز گفتم : شهر تو مملوّ از گنجهاى مدفون از قبيل نفت و طلاست و تو عاجز هستى از اين كه آن گنجها را بيرون آورى و از طرفى به ديگران هم اجازه نمىدهى تا از طرف تو به اكتشاف بپردازند . عبدالعزيز در جواب گفت : اگر من كسى را پيدا كنم كه