تخريب دولت بكوشد ، در خاك عثمانى يافت نمىشود .
در مِنا هم آدمهاى امام ، يك نفر عسكر عثمانى را كتك زده بودند ؛ يكدفعه خبر آوردند كه عساكر جمع شده ، مىخواهند به خودشان و آدمهايشان تلافى بكنند . سراسيمه نزد عبدالرحمن پاشا رفته ، فتنه را خوابانيدم ، والّا مفسده عظيمى برپا مىشد .
بعد معلوم شد كه امين شرع سبب شده است .
در عرفات و مكّه هم ميان عوام شهرت داده بودند كه تلگراف به امام رسيده است كه چون مشاراليه را از ايران بيرون كردهاند ، تمام اهل طهران شورش كرده و از بندگان اعلىحضرت اقدس همايون - روحنا فداه - مراجعت دادن امام را به تبريز مىخواهند .
و همچو شهرت داده است كه از طهران دستخط مرحمتآميز تلگرافى به ايشان صادر شده و خواهش فرمودهاند كه امام به تبريز مراجعت كرده ، با كمال استقلال باز در مسند امامت برقرار باشند .
عوام هم اين فقره را شنيده ، خيال مىكنند اصل دارد . « 1 »
GHI 1315 - K 32 - P 15 - 6
[ سند سوم ] « 2 »
پريروز هم كه به حرم مطهّر مشرف شده بودم ، ديدم يك نفر سيفالعلماء نامى كه از مخصوصين و نديمهاى ايشان است ، در حرم ، بناى بدگوئى و پرخاش را با خواجههاى حرم مىكند و آنها هم به قدر ده نفر مصمّم شدهاند او را بزنند .
همين كه خواجهها چاكر را ديدند ، آمده ، گفتند كه اين شخص نسبت به يك نفر خواجه فحش داده است ؛ از شما اذن مىخواهيم او را بزنيم .
با آنها به ملايمت و زبان خوش حرف زده ، قدرى انعام داده ، اين مفسده را هم خواباندم .
هامش
( 1 ) 1 . حقيقت دارد .
( 2 ) . اين صفحه نيز به نظر ، ادامه صفحه ( 32 ) است .