تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
محقّرى داشت [ كه ] رهن گذارد به بيست ليره و به چراغعلى بيگ داد . چراغعلى بيك عازم ايران شد . مدتى بعد كه حاج از مكّه معظّمه مراجعت نمودند ، عارض شدند ، صالح فرار كرده بود . بعد از مدتى باز آمد . بعضى در كاظمين از او طلب داشتند . زمانى بود كه حضرت مستطاب شريعتمدار حجةالاسلام آقاى فاضل شرابيانى - سلّمه الله تعالى - به كاظمين مشرّف شده بودند [ و ] طلبكارها به خدمت حضرت مستطاب فاضل عارض [ مى ] شدند . فراش كارپردازى صالح را به حضور ايشان برد . تحقيقات فرمودند و جمعى از محترمين كاظمين شهادت دادند كه روزى يك حقّه نان ، آشنايان صالح به او مىدهند كه با عيال خود زندگانى مىنمايد . حضرت مستطاب فاضل هم فرمودند : نمىتوان از مفلس مطالبه طلب كرد ، و حالا صالح ، مرد گداى پريشانى است [ و ] دينارى از او وصول نمىشود . حالت اغلب حاج هم اين است . وقتى كه به اين صفحات آمدند ، حمله‌دارهاى معتبر معين دارند كه دينارى كمتر قبول نمىكنند كه حاج را مقاطعه نمايند . اما حمله‌دارهاى گداى مقروض پريشانى هستند كه مىروند نزد حاجىها ، ده ليره پانزده ليره كمتر از مقطعى كه معمول است ، قبول مىكنند كه آنها را به مكّه ببرند . حاجىها هم محض طمع و صرفه‌كارى ، گول آنها [ را ] مىخورند و پول به آنها مىدهند و اين طور مبتلا مىشوند . تقصير خودشان است ، و اگر عقلا آنها را منع نمايند ، قبول نمىكنند . زياده جسارت ندارم . امر اجلّ اكرم افخم عالى مطاع .