[ ، اما ] آنها نيز مزيد علت شده باز ضرب و طرد كردهاند و حال آنكه ملت ايران هيچ وقت در ايثار و بذل جان و مال در راه دولت اسلام خوددارى ننموده ، اغلب مجاهدين ايرانى هنوز به لباس عسكريه ملبّس و در محاربات صاحب رتبه و نشان شدهاند و ماها اينگونه جور و تعدى و فضاحت را بر خود هموار نمىكنيم و چنين مىدانيم كه كارگزاران دولت عليّه عثمانى نيز به اين شدت جور و تعدى را به ماها روا ندانند .
نتيجه و مآلِ عرضِ فدويان اينكه : اگر جناب جلالتمآب خداوندگارى ، دام اقباله العالى ، چنان كه شايد و بايد در أخذ ثار مقتولين و مجروحين و جنايت آنها را كيفر و تربيه متجاسرين را با يكنفر از مأمورين ايرانى و مأمورين بىغرض عثمانى رفته ، به موقع اجرا گذارند كه مِنبعد را موجب عبرت سايرين باشد و در آتيه مايه امنيت گردد ، فبها ، والّا چنانچه به خواطرخواهى وعدههاى امروز و فرداى دربار دولت عليّه عثمانيه گذرانيدند ، عرض و شكايت خود را به دربار معدلتمدار همايون اعلىحضرت شاهنشاهى ، روحنا فداه ، نوشته و عرضه داشت نموده و بعدها حال تظلم خود را در غزتهها « 1 » و روزنامهاى ملل سائره اعلان و افشا مىنمائيم كه دولت عليّه عثمانى كه سرآمد دول اسلام است و بايد جميع فرق مسلمين را يك نظر ديده باشند و در صورتى كه كافّه ايرانى ، پيوسته از جان و مال دوست صميمى و قديمى است ، اين نوع ظلم و تعدى را به آنها روا مىدارند و جايز مىدانند . زياده دعاگوى ازدياد عمر و دولت حضرت خداوندگارى است .
محل مهر عارضين :
حاجى ميرجعفر - حاجى محمدباقر - حاجى اسماعيل - حاجى محمدرضا - حاجى سيديوسف - حاجىعلى - سيدابوالقاسم - حاجى عبدالجبار - حاجى محمدكاظم - حاجى سيدشفيع - محمدقاسم - عبدالكريم - محمد - عبدالله - عليرضا - عبدالجبّار -
هامش
( 1 ) . گازِته ؛Gazette؛ مجله ؛ روزنامه .