سالها و قرنها مرا ، در طى سرابِ گريهات * خاطرات من سياه شد ، خندههاى من كبود شد
من هنوز ايستادهام ، من و انتخاب گريهات
قديريان
احمد رضا ، ملقّب به قديريان ، در سال 1345 ش متولّد شد . وى داراى مدرك كارشناسى ارشد زبان و ادبيات فارسى است و در دبيرستانها و دانشگاه آزاد اسلامى ابركوه به تدريس اشتغال دارد . او داراى قريحهء شاعرى است كه در ذيل نمونهاى از اشعارش نقل مىشود :
بوى بهارى از گل و لبخند
مىآيد آرى بىگمان از راه ، با كولهبارى از گل و لبخند * در كوچهء پاييز مىپاشد ، بوى بهارى از گل و لبخند
پروانهها را تاب خواهد داد ، با دستهايى از نسيم و نور * گنجشكها را بال خواهد شست ، در جويبارى از گل و لبخند
جشن شكفتن مىشود بر پا ، در ازدحام شاخههاى شاد * انبوه يارانى كه مىبندند ، قول و قرارى از گل و لبخند
شوق بهارى جاودان دارند ، در سايهسار سبز دستانش * ارديبهشتىها كه مىخشكند ، در انتظارى از گل و لبخند
پرسيد از نرگس پرستويى ، « فصلى كه مىگويند مىآيد » * مىآيد آيا ؟
از كدامين سمت ؟ خنديد « آرى از گل و لبخند » * در دور دستان افق پيداست يك سايهء مبهم كه مىآيد
شايد غبار آرزوهامان ، شايد سوارى از گل و لبخند
آينه
به هيچ آئينهاى دل نبستهام * كه هيچ آئينه