نمود و در حدود سال 830 هجرى و بنا به نوشته هفتاقليم به سال 828 به اتمام آن توفيق يافت .
از تأليفات او : 1 و 2 . حلل و ظفرنامه كه مذكور شد 3 . الكتاب فى العلم الاسطرلاب 4 . كتاب كنه المراد فى علم الوفق و الاعداد 5 و 6 . مناظر و منتخب كه قبلا نيز ذكر گرديد .
مولانا بنا به نوشتهء ريحانة الادب در سال 850 الى 856 و بنگارش تاريخ مفصّل ايران به سال 853 و به نوشته رياض العارفين 856 و به شهادت تاريخ يزد و آتشكدهء يزدان 850 و به اعتماد سالنامه فرهنگ يزد و تاريخ ادبيات دكتر شفق به سال 858 هجرى قمرى در يزد وفات يافته و در مزار خاندان شرفى و به احتمال نزديك در محلى كه به نام كتابخانهء شرف الدّين على معروف است مدفون گرديد . قطعهاى از او كه نمونه دقت نظر و انسجام سخن اوست و در اغلب از كتب و تذكرهها نوشته شده همين است كه براى حسن ختام ذيلا نقل مىشود .
اگر ابلق دهر در زين كشى * و گر خِنگ « 1 » چرخت جنيبت « 2 » كشد
و گر روضهء عشقت از خرمى * خط نسخ بر گرد جنت كشد
مشو غره كاين دهر دون ناگهت * قلم بر سر حرف دولت كشد
جهان بارهء عزّ و يكران « 3 » ذل * در اين تنگ ميدان به نوبت كشد
گهت برنشاند برخش مراد * گهت زير پالان نكبت كشد
زمانه چو باد است و باد از نخست * نقاب از رخ گل به عزت كشد
پس از هفتهاى در ميان چمن * تنش را به خاك مذلت كشد
دهد مرغ را دانه صياد خلد * پسش در خم دام حيلت كشد
چه آنكس كه در بزم شادى و بخت * مى شادى از جام عشرت كشد
چه آنكس كه در كنج ديوار درد * خمار غم از درد و محنت كشد
سرانجام دست اجل هر دو را * دوان بر سر كوى رحلت كشد
هامش
( 1 ) . اسب
( 2 ) . يدك كشيدن
( 3 ) . اسب اصيل