شعراى معاصر يزد
عاشق « 1 »
ميرزا زين العابدين صدر از نوادههاى مدرس بزرگ و فرزند حاج ميرزا محسن بوده است . تخلصش « عاشق » در اواخر دورهء قاجاريه و اوايل دورهء پهلوى مىزيسته و در سال 1309 شمسى بدرود حيات گفته است . وى از روحانيون و امام جماعت بوده و گاهى بسرودن اشعار مىكوشيده است .
از اوست :
گر نمائى تو روى خود را باز * مىشوم من ز ديدنت دمساز
همچو فرهاد جان شيرينم * بر لب آرى به يك كرشمه و ناز
شاه محمود با همه شوكت * عاقبت بنده شد به نزد اياز
برهت جان اگر دهم غم نيست * چون تو هستى ز دلبران ممتاز
عشق روى تو سالهاى دراز * در دلم بود و فاش شد اين راز
« عاشق » دلشكسته را درياب * كه به جانش فتاده سوز و گداز
*
هرچند گفتمش كه مرا بوسهاى ببخش * گفتا چرا توقع بى جا كند كسى
*
ازبسكه مهر روى تو جا كرده در دلم * هرگز خيال تو نرود از مقابلم
هامش
( 1 ) . از احفاد وى استفاده شد .