هيثمى مىگويد : راويان اين حديث ، راويان حديثهاى صحيح هستند « 1 » .
بنا بر اين ، روايت كسى كه حال و وضعش اين گونه است در موضوعى با اين اهميّت پذيرفته نمىشود . البتّه اين نكته بر كسانى كه به نقد حديث و رجال آگاه هستند ، معلوم و آشكار است .
گذشته از اينها ، كسى كه اين روايت را از ابن زبير نقل كرده ، همان زُهْرى است كه به تفصيل در مورد او سخن خواهيم گفت .
محمّد بن على
محمّد بن على ، همان محمّد بن حنفيه است كه روايت او را احمد بن حنبل از طريق سُفيان بن عُيَيْنَه از عمرو بن دينار نقل كرده است . اين سند حديث را فقط در كتاب فضايل احمد بن حنبل يافتيم ، و از بزرگان حديث عامّه فرد ديگرى آن را روايت نكرده است و خود او نيز در مسندش آن را نياورده است . محقق كتاب فضايل در پاورقى آن گفته است :
اين حديث مرسل است و محمّد بن حنفيه آن را به كسى اسناد نداده است .
هامش
( 1 ) مجمع الزوائد : 9 / 342 شماره 15231 .