كتاب الكواكب به آن پاسخ خوبى داده شده كه فاطمه به اين امر راضى نمىشد و انتظار مىرفت كه ميان او و على دشمنى و كدورتى پديد آيد .
از اين رو پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله خواست تا با ممانعت على از اين كار ، به طريق ايما و اشاره ، از وقوع اين دشمنى جلوگيرى كند . البتّه آنچه غير از اين در اين مورد گفته شده ، تكلّف است و بىدليل « 1 » .
در عين حال آيا مطالبى كه كرمانى در الكواكب گفته و عينى و قسطلانى آن را پذيرفته و تحسين كردهاند ، خالى از تكلّف و ياوهگويى است ؟ !
آن كلام بر دو احتمال استوار است :
نخست آنكه فاطمهء زهرا سلام اللَّه عليها به اين امر راضى نمىشد .
دوم آنكه اين امر منجر به دشمنى و جدايى ميان آنها مىشد .
پرسش اين است كه آيا ممانعت پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله از خواستگارى ، براى جلوگيرى از وقوع اين دشمنى و جدايى ، به طريق ايما و اشاره بود ؟ يا اينكه با ايراد خطبهء علنى ، عيبجويى و تحقير و تهديد على عليه السلام همراه بود ؟
هامش
( 1 ) ارشاد السارى : 12 / 46 .