دخترش ، برانگيخته شده باشد « 1 » ، چرا پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه وآله بر فراز منبر رفت و اين قضيّه را علنى و آشكار بيان فرمود ؟
ابن حجر در پاسخ اين پرسش مىگويد :
پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله براى مردم خطبه خواند تا اين حكم ميان مردم شايع شده و به آن عمل كنند ، خواه بر سبيل وجوب ، يا بر سبيل اولويّت « 2 » .
عينى نيز از او پيروى كرده و همين مطلب را گفته است « 3 » .
بديهى است كه منظور از حكم ، در عبارت ابن حجر ، حكم « جمع كردن ميان دختر رسول خدا و دختر دشمن خدا » ست .
البتّه عبارتهاى حديث در اين حكم ، مختلف است :
- در عبارتى چنين است : « جمع نمىشوند » .
- در عبارت ديگرى آمده است : « كسى حق ندارد . . . » .
- در عبارت سومى آمده است : « او اين حق را ندارد . . . » .
هامش
( 1 ) كه بر همين اساس ، بُخارى در صحيحش بابى را تحت اين عنوان آورده : « باب ذبّالرجل عن ابنته فى الغيرة والانصاف » و در آن مطلبى جز اين حديث نمىآورد . صحيح بُخارى : 5 / 2004 شماره 4932 .
( 2 ) فتح البارى : 7 / 108 .
( 3 ) عمدة القارى : 16 / 230 .