از طرفى ، فاطمهء زهرا عليها السلام كسى نيست كه در دينش گرفتار فتنه شود ، يا امورى كه زنان ديگر به آن دچار مىشوند ، او را نيز فرا گيرد ؛ او كسى است كه آيهء تطهير در شأن و مقام او نازل شده است و به جهت عصمت و كمالاتش سَرور زنان عالم شده است و بر فرض كه چنين بوده باشد - بنا بر آنچه كه اين روايات مىگويند - دختر ابوجهل در اين قضيّه هيچ خصوصيّت و ويژگى ندارد .
از طرف ديگر ، پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه وآله در خطبهاش اذعان مىفرمايد كه على عليه السلام كار حرامى انجام نداده است ، ولى او به على عليه السلام اين اجازه را نمىدهد .
به راستى آيا اجازه دادن پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله - كه پدرزن على عليه السلام است - در صحّت ازدواج او شرط است ؟
اگر فردى بخواهد با وجود همسر اولش با زن ديگرى ازدواج كند ، آيا جايز است كه پدرزنش او را به طلاق همسر اولش وادار سازد ؟
به طور قطع همهء اين امور نه جايز است و نه واقع شدنى .
بر فرض اينكه بپذيريم فاطمه سلام اللَّه عليها را غيرت زنانگى فرا گرفته باشد « 1 » و بپذيريم كه غيرت پيامبر صلّى اللَّه عليه وآله به واسطهء
هامش
( 1 ) كه بر همين اساس ، ابن ماجه اين روايت را در سنن : 3 / 412 و 413 شمارههاى 1998 و 1999 در باب غيرت آورده است .