تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 861

مساهمون:

ص٨٦١

413 [ دوش رفتم به در ميكده خواب‌آلوده ]

1 دوش رفتم به در ميكده خواب‌آلوده * خرقه تردامن ، و سجاده شراب‌آلوده
2 آمد افسوس‌كنان مغ‌بچهء باده‌فروش * گفت بيدار شو ، اى رهرو خواب‌آلوده
3 شست‌وشويى كن و آنگه به خرابات خرام * تا نگردد ز تو اين دير خراب آلوده
4 به هواى لب شيرين‌پسران ، چند كنى ؟ * جوهر روح به ياقوت مذاب آلوده
5 به طهارت گذران منزل پيرى و مكن * خلعت شيب ، چو تشريف شباب آلوده
6 آشنايان ره عشق درين بحر عميق * غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
7 پاك و صافى شو و از چاه طبيعت بدر آى * كه صفايى ندهد آب تراب‌آلوده
8 گفتم اى جان جهان دفتر گل ، باكى نيست * كه شود فصل بهار از مى ناب آلوده
9 گفت « حافظ » لُغَز و نكته به ياران مفروش * آه ازين لطف به انواع عتاب آلوده