9 [ رونق عهد شبابست دگر بستان را ]
1 رونق عهد شبابست دگر بستان را * مىرسد مژدهء گل بلبل خوش الحان را
2 اى صبا گر بجوانان چمن بازرسى * خدمت ما برسان سرو و گل و ريحان را
3 گر چنين جلوه كند مغبچهء بادهفروش * خاكروبِ در ميخانه كنم مژگان را
4 اى كه بر مَه كشى از عنبر سارا چوگان * مضطرب حال مگردان من سرگردان را
5 ترسم آن قوم كه بر دُردكشان مىخندند * در سر كارِ خرابات كنند ايمان را
6 يار مردان خدا باش كه در كشتى نوح * هست خاكى كه به آبى نخرد طوفان را
7 هر كه را خوابگه آخر به نشيب خاك است * گو چه حاجت كه بر افلاك كشى ايوان را
8 برو از خانهء گردون به در و نان مطلب * كاين سيه كاسه در آخر بكشد مهمان را
9 ماهِ كنعانى من مسند مصر آنِ تو شد * گاهِ آنست كه بدرود كنى زندان را
10 حافظا مى خور و رندى كن و خوش باش ولى * دام تزوير مكن چون دگران قرآن را