246 [ شب قدر است و طى شد نامهء هَجر ]
1 شب قدر است و طى شد نامهء هَجر * سلامٌ فيه حتى مَطْلَعِ الفَجْر
2 دلا در عاشقى ثابت قدم باش * كه در اين ره نباشد كار بىاجر
3 من از رندى نخواهم كرد توبه * و لو آذيتَنى بالهجْر و الحجْر
4 دلم رفت و نديدم روى دلدار * فغان از اين تطاول آه ازين زجر
5 برآى اى صبح روشندل خدا را * كه بس تاريك مىبينم شب هجر
6 وفا خواهى جفاكش باش « حافظ » * فإِنّ الربحَ و الخُسرانَ فى التجْر