تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

171 [ صبا به تهنيت پير مىفروش آمد ]

1 صبا به تهنيت پير مىفروش آمد * كه موسم طرب و عيش و ناز و نوش آمد
2 هوا مسيح نفس گشت و باد نافه‌گشاى * درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد
3 تنور لاله چنان بر فروخت باد بهار * كه غنچه غرقِ عرق گشت و گل به جوش آمد
4 به گوش هوش نيوش از من و به عشرت كوش * كه اين سخن ، سحر از هاتفم به گوش آمد
5 ز فكر تفرقه بازآى تا شوى مجموع * به حكم آنكه چو شد اهرمن سروش آمد
6 ز مرغ صبح ندانم كه سوسن آزاد * چه گوش كرد كه با ده زبان خموش آمد
7 چه جاى صحبت نامحرم است مجلس انس * سر پياله بپوشان كه خرقه پوش آمد
8 ز خانقاه به ميخانه مىرود « حافظ » * مگر ز مستى زهد و ريا به هوش آمد