تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩

102 [ تنت به ناز طبيبان نيازمند ، مباد ]

1 تنت به ناز طبيبان نيازمند ، مباد * وجود نازكت آزردهء گزند مباد
2 سلامت همه آفاق در سلامت تست * به هيچ عارضه ، شخص تو دردمند مباد
3 درين چمن چو درآيد خزان يغمايى * رهش به سرو سهى قامت بلند مباد
4 هر آنكه روى چو ماهت به چشم بد بيند * بر آتش تو بجز چشم او سپند ، مباد
5 در آن مقام كه حسن تو جلوه آغازد * مجال طعنهء بدبين و بدپسند مباد
6 جمال صورت و معنى ز يُمن صحت تست * كه ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
7 شفا ز گفتهء شِكّرفشان « حافظ » جوى * كه حاجتت به علاج و گُلاب و قند مباد
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 239 | شمس الدين حافظ