ب : مخمسها
[ در عشق تو اى صنم چنانم . . . ]
در عشق تو اى صنم چنانم * كز هستى خويش در گمانم
هرچند كه زار و ناتوانم * گر دست دهد هزار جانم
در پاى مباركت فشانم
* * *
[ كو بخت كه از سر نيازى . . . ]
كو بخت كه از سر نيازى * در حضرت چون تو دلنوازى
معروض كنم نهفته رازى * هيهات كه چون تو شاهبازى
تشريف دهد به آشيانم
* * *
[ هرچند ستمگرى ترا خوست . . . ]
هرچند ستمگرى ترا خوست * كم كن تو بدى كه آن نه نيكوست
گر زانكه دلت نه ز آهن و روست * آخر به سرم گذر كن اى دوست
انگار كه خاك آستانم
* * *
[ گفتم كه چو كشتيم بزارى . . . ]
گفتم كه چو كشتيم بزارى * زين پس ره مرحمت سپارى
بر دل رقم وفا نگارى * تو خود سر وصل ما ندارى
من طالع و بخت خويش دانم
* * *
[ اى بسته كمر به دور و نزديك . . . ]
اى بسته كمر به دور و نزديك * بر ريزش خون ترك و تاجيك
گر خانه محقر است و تاريك * در مسكن اخلص المماليك
بر ديدهء روشنت نشانم
* * *
[ من از تو بجز وفا نجويم . . . ]
من از تو بجز وفا نجويم * بيرون ز گل وفا نبويم
الّا ره بندگى نپويم * اسرار تو پيش كس نگويم
و اوصاف تو پيش كس نخوانم
* * *
[ گيرم نه درِ وفا گشوديم . . . ]
گيرم نه درِ وفا گشوديم * نه مهر به مهر برفزوديم
از دوستى آنچه مىنموديم * آخر نه من و تو يار بوديم
عهد تو شكست و من همانم
* * *
[ گر سر ببرى به تيغ تيزم . . . ]
گر سر ببرى به تيغ تيزم * از كوى وفات برنخيزم
ور زانكه كنند ، ريزهريزم * من مُهرهء مهر تو نريزم
الا كه بريزد استخوانم
* * *
[ آنها كه نشان عشق جويند . . . ]
آنها كه نشان عشق جويند * جز راه مزار من نپويند
خاك من زار چون ببويند * گر نام تو بر سرم بگويند
فرياد برآيد از روانم
* * *