69 - « از كران تا به كران »
روضِهء خُلدِ برين خلوتِ درويشان است * مايهء محتشمى خدمتِ درويشان است
گنجِ عزلت كه طِلِسماتِ عجايب دارد * فتحِ آن ، در نظرِ رحمتِ درويشان است
قصر فردوس كه رضوانشْ به دربانى رفت * منظَرى از چمنِ نُزهتِ درويشان است
آنچه زر مىشود از پرتوِ آن قلبِ سياه * كيمياييست كه در صحبتِ درويشان است
آنكه پيشش بنهد تاجِ تكبّر خورشيد * كبرياييست كه در حشمتِ درويشان است
از كران تا به كران لشكرِ ظلم است ، ولى * از ازل تا به ابد فرصتِ درويشان است
دولتى را كه نباشد غم از آسيبِ زوال * بىتكلّف بشنو دولتِ درويشان است
خسروان قبلهء حاجات جهانند ، ولى * سببش بندگى حضرت درويشان است
گنجِ قارون كه فرومىرود از قهر هنوز * خوانده باشى كه هم از غيرت درويشان است
اى توانگر مفروش اين همه نَخْوَت كه ترا * سر و زر در كَنَفِ همّتِ درويشان است
روىِ مقصود كه شاهان بِه دعا مىطلبند * مظهرش آينهء طلعتِ درويشان است
حافظ ار آبحيات ازلى مىخواهى * منبعش خاكِ دَرِ خلوت درويشان است
حافظ اينجا به ادب باش كه سلطانىِ و مُلك * همه از بندگى حضرت درويشان است
من غلامِ نظرِ آصفِ عَهدَم كو را * صورتِ خواجگى و سيرتِ درويشان است
* توضيحات :
روضه ( باغ پرگل - بهشت ) خلد برين ( بهشت بالا ) محتشمى ( با احتشام و بزرگى ) طلسمات عجايب ( نوشتهها و خطهاى جاودانهء عجيب ) منظر ( چشمانداز ) نزهت ( سرسبزى - خوشى ) تاج تكبر ( افسر بزرگى ) حضرت ( درگاه - آستان ) نخوت ( ناز و تكبر ) كنف ( سايه - كنار ) مايه ( سرمايه ) درويشان ( مراد مردان خدا ) گنج عزلت ( گوشهنشينى ) دربانى ( نگهبانى ) قلب سياه ( سكه تقلبى ) صحبت ( همنشين ) قهر ( مراد از قهر خدا ) طلعت ( مراد از صورت ) آصف ( وزير وقت قوام الدين حسن ) سيرت ( خلق و خوى ) معنى بيت ( 2 ) ( گوشهنشينى كه طلسمهاى عجيب دارد ، فتح آن در نظر درويشان مىباشد ) معنى بيت ( 3 ) ( قصر بهشت كه رضوان دربانى آن را دارد ، در چمن سرسبز درويشان يك نظرگاه است ) معنى بيت ( 9 ) ( شايد در تواريخ خواندهاى كه ثروت قارون كه هنوز از قهر خدا به زمين فرومىرود ، سبب فرورفتن آن از غيرت درويشان است ) .
* ترجمه :
* نتيجهء تفأل :
1 - اين نيت بر شما مبارك باد ، بسيار خوب است اما نياز به كوشش و اراده دارد كه بايد با تلاش و صبر بدست آوريد .
2 - خواجه در بيت چهارم دقيقا به جنابعالى مىگويد : ( كيمياى همنشينى با درويشان ؛ دل سياه و سكهء تقلّبى را هم مىتواند مانند طلاى ناب پاك و روشن كند . ) دربارهء نيّت خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل .
3 - جنابعالى انسانى پاكنيت ، مهربان ، صميمى ، عاطفى ، احساسى ، لطيف طبع و حساس هستيد كه انسان دوست دارد ، به سبب اين محبت مدام با شما نشست و برخاست كند ، به همين جهت عدهء زيادى به شما حسادت مىكنند و موجبات ناراحتى شما را فراهم مىسازند كه بايد جنابعالى با توكل به خدا بر اعصاب خود مسلط باشيد و گوش به سخنان اين و آن ندهيد .
4 - از زندگى نسبتا خوبى برخوردار مىباشيد ، همه شما را صميمانه دوست دارند ولى جنابعالى متأسفانه موجبات رنجش ديگران را فراهم مىسازيد و توجه كافى به اوضاع اطراف خود نداريد .
5 - گاهى آنقدر خسيس مىشويد كه به اصطلاح آب از انگشتان شما نمىريزد و زمانى آنقدر ولخرجى مىكنيد كه اندازه ندارد ، بدانيد هر چيز به جاى خويش نيكوست .
6 - آيندهء بسيار درخشانى در انتظار داريد و موفقيت بزرگى كسب مىكنيد و خود يا يكى از اطرافيان نزديك شما به مقام بالايى مىرسيد كه موجب رونق زندگى و آسودگى خاطر شما مىشود .
7 - مسافر حالش خوب است ، تولدى ديگر در انتظار است ، آسودگى و رفاه حاصل خواهد شد ، فروش و خريد هردو مناسب مىباشد .
8 - اين پند را ياد بگيريد كه برنده : درحالىكه تعصبّات خود را قبول مىكند ، كوشش دارد كه در هنگام قضاوت كردن بر تعصبات خود غلبه كند امّا بازنده : منكر وجود هرگونه تعصب در خود است ، بنابراين در سراسر عمر اسير تعصبات خويش خواهد شد .