68 - « نيست كه نيست »
روشن از پرتو رويت ، نظرى نيست كه نيست * منّتِ خاكِ درت بر بصرى نيست كه نيست
ناظرِ روىِ تو صاحبنظرانند ، آرى * سَرِ گيسوىِ تو در هيچ سرى نيست كه نيست
اشك من گر ز غمت سرخ برآمد چه عجب * خجل از كردهء خود پردهدرى نيست كه نيست
تا به دامن ننشيند ز نسيمت گَردى * سيلخيز از نظرم رهگذرى نيست كه نيست
تا دم از شامِ سرِ زلفِ تو هرجا نزند * با صبا گفت و شنيدم سحرى نيست كه نيست
من ازين طالعِ شوريده به رنجم ور نى * بهرهمند از سرِ كويت دگرى نيست كه نيست
از حياىِ لبِ شيرين تو اى چشمهء نوش * غرقِ آب و عرق اكنون شكرى نيست كه نيست
آبِ چشممِ كه بَرو منّتِ خاكِ دَرِ تُست * زيرِ صد منّتِ او خاكِ درى نيست كه نيست
از وجودم قَدَرى نام و نشان هست كه هست * ورنه از ضعف در آنجا اثرى نيست كه نيست
شير در باديهء عشقِ تو روباه شود * آه ازين راه كه در وى خطرى نيست كه نيست
مصلحت نيست كه از پرده برون افتد راز * ورنه در مجلسِ رندان خبرى نيست كه نيست
غير ازين نكته كه حافظ ز تو ناخشنودست * در سراپاىِ وجودت هنرى نيست كه نيست
* توضيحات :
بصر ( چشم - بينايى ) غماز ( صيغه مبالغه از غمز - سخنچين - پردهدر ) چشمهء نوش ( آب زندگانى ) سرخ برآمد ( قرمز شد ) كرده ( عمل خود - كردهء خود ) آب چشم ( اشك ) سفر عشق ( اضافه بيانى - عشق ) نوش ( شهد - عسل ) دلشده ( عاشق ) معنى بيت ( 2 ) ( صاحبدلان چشم بر جمال تو دوختهاند ، آرى راز نهان دلبستگى به زلف تو در هر سرى مىباشد ) معنى بيت ( 3 ) ( اگر اشك من خونين شد جاى تعجب نمىباشد زيرا هركه راز عاشق را فاش كند از كردار ناپسند خود شرمسار خواهد شد ) معنى بيت ( 5 ) ( براى آنكه از گيسوى سياه تو در هر محفلى سخن گفته نشود ، هر صبح با نسيم صبا - كه قاصد عاشقان مىباشد - بگومگو دارم تا بوى زلف تو را به هر محفل نبرد ) معنى بيت ( 11 ) ( آشكار شدن راز به خير و صلاح نمىباشد زيرا رندان از هرچه در محفلى روى دهد باخبر هستند - رندان به تمام اسرار واقف هستند اما جايز نمىدانند كه آنها را فاش كنند ) .
* ترجمه :
* نتيجهء تفأل :
1 - او سخت دلبسته و عاشق و شيدا شده است ، بهطورىكه تمام اوقات انديشهاش متوجه شما مىباشد و اين نيت در دل او جوانه زده كه شما به او عنايت داريد ولى شرم و حيا مانع از آن است كه تمام اسرار درون را بىپرده عرضه كند .
2 - خواجه در بيت اول واضح و روشن مىفرمايد : ( هر چشمى از فروغ چهرهء تو نورانى است و هيچ چشمى نيست كه منتپذير خاك كوى تو نباشد ) عزيزم مبارك باشد ، همه ، شما را دوست دارند و به موفقيت شما علاقه دارند و چشم به راه اقدامات جنابعالى مىباشند ، پس واجب است كه تلاش و كوشش خود را براى اجراى اين نيت خالصانه و مجدانه كنى .
3 - شما به چيزى دلبستهايد كه سخت به آن مشتاق هستيد ولى از زخمزبان ديگران عذاب مىكشى ، اين مسايل عادى است و حسودان هميشه حاضرند ولى جنابعالى نبايد از ميدان به در روى بلكه با ارادهاى قوى و با مشورت يكى از بزرگان اقدام فورى را انجام بده .
4 - اين نيت آنقدر مهم و بااهميت مىباشد كه به ريسك كردن مىارزد ، پس ترديد را از خود دور ساز .
5 - شخصى ، عصبانى ، زودرنج ، مغرور ، ولخرج و ايثارگر مىباشيد اما متأسفانه ديگران ارزش واقعى شما را درك نمىكنند ، بسيار بجاست كه بر عصبانيت خود مسلط شويد و نسبت به اطرافيان مهربانتر باشيد .
6 - گمشده ، پيدا مىشود ، خوابى كه ديدهايد ان شاء الله خير است ، به حرف او كه ديروز با شما راجع به يكى از نزديكان صحبت كرد ، گوش مده كه او نسبت به زندگى شما حسادت مىورزد .
7 - مسافرت را توصيه مىكنم ، خريدوفروش هردو يكسان است ، خبر خوشى در انتظار شماست ، مبارك باشد .
8 - آيا مىدانيد انسانهاى برنده : سعى مىكنند كه رفتارهاى خود را براساس نتايج منطقى آنها قضاوت كنند و رفتارهاى ديگران را براساس قصد و نيت آنها ارزيابى كنند اما بازنده : رفتارهاى خود را براساس قصد و نيت خويش و رفتارهاى ديگران را براساس نتايج آنها ارزيابى مىكند . شما چطور ؟ !