تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
دلم جز مهر مهرويان طريقى برنمىگيرد
/ 101
دلى كه غيب‌نمايست و جام جم دارد
/ 81
دمى با غم به سر برون جهان يكسر نمىارزد
/ 103
دوستان دختر رز توبه ز مستورى كرد
/ 95
دوش آگهى ز يار سفر كرده داد باد
/ 70
دوش از جناب آصف پيك بشارت آمد
/ 116
دوش در حلقهء ما قصّهء گيسوى تو بود
/ 142
دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند
/ 124
دوش مىآمد و رخساره برافروخته بود
/ 143
دوش وقت سحر از غصّه نجاتم دادند
/ 124
دى پير مىفروش كه ذكرش بخير باد
/ 69
ديدم به خواب خوش كه بدستم پياله بود
/ 145
ديدى اى دل كه غم عشق دگر بار چه كرد
/ 95
ديرست كه دلدار پيامى نفرستاد
/ 74
راهى بزن كه آهى بر ساز آن توان زد
/ 105
رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد
/ 161
رسيد مژده كه ايّام غم نخواهد ماند
/ 121
رو بر رهش نهادم و بر من گذر نكرد
/ 94
روز وصل دوستداران ياد باد
/ 71
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
/ 112
روشنى طلعت تو ماه ندارد
/ 86
زاهد خلوت‌نشين دوش به ميخانه شد
/ 115
زهى خجسته زمانى كه يار بازآيد
/ 159
ساقى ار باده ازين دست بجام اندازد
/ 102
ساقى حديث سرو و گل و لاله مىرود
/ 152
سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
/ 138
سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد
/ 96
ستارهء بدرخشيد و ماه مجلس شد
/ 113