تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1281

مساهمون:

ص١٢٨١
طلب نمىكنى از من سخن ، جفا اين است * و گرنه با تو چه بحث است در سخندانى
ز حافظان جهان كس چو بنده جمع نكرد * لطايفِ حكمى با نكاتِ قرآنى
هزار سال بقا بخشدت مَدايح من * چنين نفيس متاعى به چون تو ارزانى
سخن دراز كشيدم ولى اميدم هست * كه ذيل عفو بدين ماجرا بپوشانى
هميشه تا به بهاران هوا به صفحهء باغ * هزار نقش ، نگارد به خطّ ريحانى :
به باغ ملك ، ز شاخ امل ، به عُمرِ دراز * شكفته باد گل دولتت به آسانى .
بگويم و نكند رخنه در مسلمانى * توئى كه نيست ترا در همه جهان ثانى
( كمال الدين اصفهانى ، خلاق المعانى ) . كمال الدين اسماعيل اصفهانى خلاق المعانى :
كدام پايه در انديشه نصب شايد كرد * كه در مدارج رفعت نه برتر از آنى
نقل از ص 82 كتاب « آينهء حافظ و حافظ آينه » ، محمد رضا تاج‌دينى . كمال الدين : به چشم خصم تو در لعل‌هاى پيكانى . ( نقل از كتابى كه قبلا در زيرنويس نام آن آمده ص 82 ) .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1281 | شمس الدين حافظ