( حافظ انجوى : مرا كه منظر حورست مسكن و مأوى . . . ) اين بيت در حافظ ق غ نيست .
از كجا آمدهام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ ( . . . ننمائى وطنم ) مولانا ، غزليات شمس تبريزى ، ص 337 به اهتمام منصور مشفق ، انتشارات صفىعلى شاه ، چاپ پنجم 1354 [ ه . ش . تهران ] . - ( دريغ و درد كه غافل ز حال خويشتنم ؛ . « نسخهء 805 ) - .
. . . پارچههاى اعلا در كارخانههاى دولتى به نام « طراز » كه در دورهء « فاطميان » فعاليت چشمگير داشته تهيه مىگرديده است و خلفاء مخصوصا براى هديه به بزرگان داخلى و خارجى از آن استفاده مىنمودهاند . . . دارندهء لباس طراز ، كه با حاشيهء خاص مزين مىشده مقام و منصب او نيز مشخص مىگرديده ، . . . « همطراز » بودن بمعنى افرادى بوده كه از يك گروه مشخص و طبقهء خاص بودهاند . . . ( دكتر سوسن بيانى ) .
حافظشناسى ( 13 ) انتشاراتى پاژنگ - 1369 - ص 206 .
با وجودش ز من آواز نيايد كه منم . « سعدى » : ( مصراع اول آن كه مطلع غزليست از سعدى اينست « تا خبر دارم ازو ، بىخبر از خويشتنم » ) ، همچنين . . . كه با وجود تو دعوى كند كه من هستم ( سعدى ) طيبات .
: - الف - در بالاى غزل « حجاب چهرهء جان . . . » نوشته شده است كه :
« عرفانى بسيار عالى . » آئينه جام - حافظ با يادداشتهاى استاد مطهرى - انتشارات صدرا ، چاپ اول ، تهران ، ص 235 - .
: - ب - ( مصرع دوم بيت ششم ) : « عجب مدار كه همدرد نافهء ختنم . » حافظ ق - غ .
: - ج - ( همين مصراع ) : « . . . چون با توجه به مفهوم مصرع اول - « همدرد آهوى ختنم » صحيحتر به نظر مىرسد و ضبط حافظ تصحيح مسعود فرزاد نيز چنين است ما هم آن را . . . برگزيديم . » حافظ اديب برومند ص 703 - .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 883
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٨٨٣