راه به ده ، و راه به دهى بردن كنايه از صورت معقوليت داشتن سخنى يا كارى يا امرى است ، كمال اسماعيل گويد :
مقصود بنده ره به دهى مىبرد هنوز * گر باشدش ز نور ضميرت هدايتى
« علامه قزوينى » .
: « تا ببينى كه درين خرقه ، چه نادرويشم » نسخهء 805 : « شعر خونبار من اى باد ، بر يار بخوان . » نسخهء 805 : قبل از آخرين بيت غزل :
« دامن از رشحهء خونِ دل ما ، درهم چين * كه اثر در تو كند گر بخراشى ريشم . »
[ نسخهء 805 ] : - ( مقطع : بيت آخر ) : « من اگر رندم و گر شيخ ، چهكارم با كس . » ( در پنج نسخهء خطى « م » - « ط » - « ى » - « ب » - « ك » ) صفحهء 408 جامع نسخ حافظ « فرزاد » .