حافظ قزوينى غنى : كاخر حافظ ق غ : محتاج قصّه نيست . ! ! ( . . . « در همهء نسخههائى كه به چاپ رسيده است « قصه » ثبت است و اين وجه كاملا بىمعنى و عبث است . در نسخهء مورخ 805 ه . ق . ثبت اين چنين است و معنى فصيح و بليغ آن آشكار است : « محتاج فصد نيست گرت قصد خون ماست . . . » كه « فصد » با « قصد » جناس صورى است و از نظر آهنگ و رعايت تجويد « ف » با « ق » ( در فصد و قصد ) همسان و همآواى رديف است . بديهى است كاتبى در سهو العين و سهو القلم « فصد » را « قصد » ديده . . . و نسّاخ ديگر كه دو قصد را در يك مصراع ديدهاند ! نخستين را « قصّه » كردهاند . ! . » . دكتر همايونفرخ ، ديوان شاعر ساحر ، ص سى و نه پيشگفتار . ) .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٩١