بكام تا نرساند مرا لبش چون ناى * نصيحت همه عالم به گوش من بادست
گداى كوى تو از هشت خلد مستغنيست * اسير عشق تو از هر دو عالم آزادست
اگر چه مستى عشقم خراب كرد ولى : * اساس هستى من ز آن خراب ، آبادست
دلا منال ز بيداد و جور يار كه يار : * ترا نصيب همين كرده است و اين دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم ( حافظ ) سلمان : * كزين فسانه و افسون مرا بسى يادست .