تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 834

مساهمون:

ص٨٣٤

326

ديشب به سيل اشك ره خواب مىزدم * نقش مثال روى تو بر آب مىزدم
ابروى يار در نظر و خرقه سوخته * جامى به ياد گوشهء محراب مىزدم
هر مرغ فكر كز سر شاخ سخن بجست * بازش ز طرّهء تو به مضراب مىزدم
روى نگار در نظرم جلوه مىنمود * وز دور بوسه بر رخ مهتاب مىزدم
چشمم به روى ساقى و گوشم به بانگ چنگ ( 1 ) * فالى به چشم و گوش درين باب مىزدم
نقش خيال روى تو تا وقت صبحدم * بر كارگاه ديدهء بىخواب مىزدم
ساقى به صوت اين غزلم كاسه مىگرفت * مىگفتم اين سرود و مى ناب مىزدم
خوش بود وقت حافظ و فال مراد و كام ( 2 ) * بر نام عمرو دولت احباب مىزدم .