: - « قزوينى : كه چرا . . . « متن [ - تا چرا ] بهترست » ص 207 شاعر ساحر همايونفرخ .
الف - :
« يك نظر ديدم و صد تير ملامت خوردم * دانه ناچيده و در دام بلا افتادم »
اين بيت - قبل از بيت آخر كه مقطع غزل است - در نسخهء خطى « در حدود نيمهء اول قرن يازدهم هجرى قمرى ، اهدائى خانلرى به فرزاد » تحرير شده است .
: - ب - استاد مطهرى ، بر پيشانى اين غزل ، مرقوم داشتهاند كه :
« عرفانى بسيار عالى . » ( آئينهء جام - ديوان حافظ همراه با يادداشتهاى استاد شهيد مرتضى مطهرى - انتشارات صدرا : 1372 شمسى ، تهران ، ص 216 ) .
: - ج - ( بيت اول غزل ، مصرع دوم : « بندهء عشقم » و . . . ) « عشق : عشق بزرگترين و بلكه تنها مقالهء عرفاى اسلام ، و بلكه همهء مكاتب و مذاهب عرفانى است . وحدت وجود نظريهء عقلى - فلسفى صرف نيست ، بلكه با عاشقانه هم آميخته است . بلكه سخن همهء عرفا عشق است ، و غريب نيست كه مهمترين پيام حافظ - در جنب رندى - عشق باشد . اولين ريشهء مهم بحث از عشق ، در فرهنگ غرب به رسالهء مهمانى ( ضيافت - سمپوزيوم ) افلاطون ، و رسالهء اخلاق نيكو ماخوسى ارسطو مىرسد . در شرق اسلامى كهنترين منبع بحث از عشق ، همانا قرآن مجيد است . . .
آنچه در قرآن و حديث آمده : « حب » و « محبة » و « ودّ » و « مودة » . . . و نظاير اينهاست . . . » استاد بهاء الدين خرمشاهى ( نقل از مجلد دوم كتاب « حافظنامه » - انتشارات علمى و فرهنگى ؛ و انتشارات سروش - 1367 شمسى ؛ چاپ دوم . ص 1167 - .