خواجه اين غزل را در متابعت يا استقبال غزل شيخ اجل سروده است . به زير نويس غزل بعد كه به همين وزن و قافيه مىباشد مراجعه فرمائيد . ضمنا مصراع اول مطلع غزل سعدى را كه حافظ اين غزل را در اقتفاى آن غزل شيواى شيخ اجل سروده - خود خواجهء شيراز ، عينا - در مصراع دوم مقطع همين غزل تضمين فرموده است .
( متن بيت در اين ديوان حاضر كه در دست شماست برابر است با نسخهء : « ق - غ » و بيشتر نسخ ؛ و لكن در ديوان حافظ نسخهء 805 هجرى ، و دكتر پرويز نائل خانلرى ، مصراع دوم بيت ، اينست :
« . . . ناز بنياد منه تا نبرى بنيادم » .
) در حافظ قزوينى :
« مى مخور با همهكس تا . . . »
. يعنى با همهكس مخور امّا با بعضى از آنها بخور ( ! ) - ح .
در كهنترين نسخهء 805 هجرى ديوان خطى حافظ متعلق بجناب دكتر همايونفرخ ، و نسخهء دكتر خانلرى :
« مى مخور با دگران تا . . . » .
متن برابر است با نسخهء 805 هجرى ، و حافظ قزوينى ؛ مگر نسخهء خانلرى كه چنين است :
« . . . چهره را آب مده تا ندهى بر بادم » .
اين بيت در حافظ قزوينى نيامده است ، از ديوان حافظ شيرازى معروف به حافظ قدسى نقل كرديم . در نسخه 805 هجرى كه ديوانى است از حافظ - و همچنين در نسخهء خانلرى آمده كه با متن ما اين تفاوت را دارد ، در مصراع اول : « چون فلك سير مكن . . . » .
دومين مصراع بيت هم اينست :
« رام شو تا بدهد طالع فرخ دادم » .
در بعض نسخ : حاشا كه بنالد روزى حافظ اين مصراع را از سعدى تضمين فرموده است .
: - ( بيت دوم و بيت هفتم در نسخهء 805 چنين تحرير شده است :
« مى مخور با دگران تا نخورم خون جگر * يادِ هر قوم مكن تا نروى از يادم »
« شمع هر جمع مشو ، ور نه بسوزى ما را * سر مكش ، تا نكشد سر به فلك ، فريادم » . )