تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 724

مساهمون:

ص٧٢٤

285

سحر ز هاتف غيبم رسيد مژده به گوش * كه دور شاه شجاع است مى دلير بنوش
شد آنكه اهل نظر بر كناره مىرفتند * هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش
به صوت چنگ بگوئيم آن حكايتها * كه از نهفتن آن ديگ سينه مىزد جوش
شراب خانگى از ترس محتسب خورده * به روى يار بنوشيم و بانگ نوشانوش
ز كوى ميكده دوشش به دوش مىبردند * امام شهر كه سجّاده مىكشيد ( 1 ) به دوش
دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات * مكن به فسق مباهات و زهد هم مفروش
محل نور تجلّيست راى انور شاه * چو قرب او طلبى در صفاى نيّت كوش
به جز ثناى جلالش مساز ورد ضمير * كه هست گوش دلش محرم پيام سروش
رموز مصلحت ملك ، خسروان دانند * گداى گوشه‌نشينى تو حافظا مخروش ( 2 ) .