228
بخت از دهان دوست نشانم نمىدهد * دولت خبر ز راز نهانم نمىدهد
از بهر بوسهاى ز لبش جان همىدهم * اينم همىستاند و آنم نمىدهد
مُردم ز اشتياق و درين پرده راه نيست ( 1 ) * يا هست و پردهدار نشانم نمىدهد
زلفش كشيد باد صبا ! چرخ سفله بين * كانجا مجال باد وزانم نمىدهد
چندان كه بر كنار چو پرگار مىروم ( 2 ) * دوران چو نقطه ره به ميانم نمىدهد
شكر به صبر دست دهد عاقبت ولى * بدعهدى زمانه ، زمانم نمىدهد
گفتم روم به خواب و ببينم جمال دوست * حافظ ز آه و ناله امانم نمىدهد .