تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
« در اين بيت شاعر . . . اميدوار است كه « روى نكوى معشوقه » با « خوى نكو » توأم شود » . نوشته مسعود فرزاد ، اصالت و توالى ابيات در غزلهاى حافظ ( د ) ص 930 » . د ) روى ترا . . . - « از خداوند مىخواهم كه « روى زيباى تو » با « حسن خلق » همراه باشد - نوشتهء دكتر حسينعلى هروى - شرح غزلهاى حافظ - مجلد دوم - تهران 1367 نشر نو - ص 953 » . (
گرچه بر « واعظ شهر » اين سخن آسان نشود . . .
) « . . . در شرح حال امير مبارز الدين . . . از مآخذ مختلف كه در زمان شاه شجاع و يا بلافاصله پس از او نوشته شده . . . متذكرند كه امير مبارز الدين ، خود در شيراز و كرمان و تبريز منبر مىرفت و مردم را به رعايت امور شرعى و نهى از منكر موعظت مىكرد . حافظ در بعضى از غزلها كه در دوران حكومت او سروده در بعضى موارد به رعايت موقع و مقام ، امير مبارز الدين محمد را - به پيروى از شاه شجاع - « محتسب » خوانده ، و در بعضى موارد ديگر ، او را « واعظ شهر » ناميده است . در اين غزل نيز غرض و نظر از « واعظ شهر » ، امير مبارز الدين محمد است و دليل متقن و مستند ما ، در اين ادعا « بيت چهارم همين غزل است » كه هنگام شرح بيت مذكور علت اين ادعا را روشن مىكنيم ؛ با توجه به نكته‌اى كه معروض افتاد حافظ مىگويد : هر چند بر امير مبارز الدين اين حقيقت روشن و آشكار و حل شدنى نيست كه تا او : ريا مىكند و با چرب زبانى خود را صالح و زاهد جلوه مىدهد « سالوس » و تلبيس و تدليس مىكند ؛ ممكن نيست او را مسلمان شناخت و مسلمان دانست ، او با اين كارها كافرى مىكند نه مسلمانى ، پس او راه مسلمان شدن را هم نمىداند و از فلسفه و بينش و دانش اسلام ، بىخبرست . ( بيت چهارم : اسم اعظم بكند كار خود . . . كه به تلبيس و حيل ديو