سالوس : . . . ريا ورزد و سالوس ( ورزد ) . - بايد شاعر گفته باشد : ريا ورزد و سالوسى ( ورزد ) . - [ امّا با سهل انگارى در كتب لغت : سالوس و سالوسى را در يك معنا هم آوردهاند ] .
حافظ قزوينى : مسلمان نشود ! - قطعيت پيدا كرده است كه حافظ : « سليمان » فرموده ، در ديوان حافظ نسخهء 805 هجرى ( كهنترين نسخه ، خطى ) كلمهء « سليمان » آمده است ، لطفا در اين مورد به آخر ديوان ( توضيحات ) مسلمان است يا سليمان ، مراجعه فرمائيد ، همچنين به خلاصه اظهار نظر احمد سهيلى در توضيحات مذكور .
دردمندى كه كند . . .
اين بيت با توجه به فن بديع ، به دو صنعت ادبى آراسته است ، اول - مراعات النظير : « دردمند ، درد ، طبيب ، درمان » .
دوم - تضاد : « درد ، درمان » . ( ح ) .
شعر به اين خوبى - كه سزاوار است ضرب المثل باشد - در اغلب نسخ حافظ نيست ! ؛ چرا ؟ .
حافظ ق غ ، اين بيت را ندارد . ( در نسخ « قدسى » ، معرفت چاپ سعادت ، لكنهور هند ، و چند حافظ چاپى و خطى معتبر ، اين بيت آمده است ) .
حافظ ق غ :
مىطلبم خوى ترا . . . .
الف ) « . . . در ضبط قزوينى نوعى حشو احساس مىشود . يعنى شاعر دعا مىكند كه خوى معشوق و نه خود او « حسن خلق » داشته باشد . ! . . .
بهاء الدين خرمشاهى ، ذهن و زبان حافظ ( چاپ دوم ) ص 179 » ، ب ) . . . « چگونه مىتوان « حسن خلق » براى « خوى » معشوقه آرزو كرد ؟ ! . . . حافظ ، صحت كلمات و اصالت غزلها ( الف تا پايان ز ) تحقيق از « مسعود فرزاد » انتشارات دانشگاه شيراز ، ارديبهشت 1349 - ص 535 » .
ج )
حسن خلقى ز خدا مىطلبم « روى » تو را . . .