در دم فزود و دست به درمان نمىرسد . . .
انورى ابيوردى .
بيتى از يك قطعهء پنج بيتى كه قبل از حافظ سروده شده است :
« جُهّال در تَنَعم و ارباب فضل را * با صدهزار غصه ، يكى نان نمىرسد ! »
ديوان ابن يمين ، به اهتمام باستانى راد ، از انتشارات سنائى [ 1344 ش ] ص 392 حافظ مسعود فرزاد :
با خاك كوى دوست برابر شدم از آن * تا آبروى من نرود نان نمىرسد
حافظ فرزاد :
از دستبرد دور زمان اهل فضل را .
حافظ فرزاد : چو فرمان .
حافظ فرزاد :
از آرزوت . . . آرزو به من ارزان نمىرسد .
[ حافظ به تصحيح فرزاد و به كوشش دكتر حصورى ] .
اين غزل در بعض نسخ و حافظ انجوى شيرازى و حافظ مسعود فرزاد آمده است ولى حافظ قزوينى غنى فاقد آنست .
« . . . اين غزل جز در نسخهء خلخالى در نسخههاى معتبر و كهن ديگر آمده است 1 و بىهيچ گفتگو از حافظ است . علاوه بر اين هنگامى كه نسخههاى كهن ، غزلى را از حافظ مىدانند و در هيچ تذكره يا جنگ يا سفينهاى هم آن را از شاعر ديگرى ندانستهاند و تركيب و استخوانبندى آن با زبان حافظ يكيست ، چرا آن را از حافظ ندانيم ؟ . . . ( ديوان حافظ به اهتمام انجوى شيرازى ) صفحهء 128 مقدمه » . چاپ سوم . « 1 »
هامش
( 1 ) مجله سخن شمارهء دوم دورهء دوازدهم - خوشبختانه مسلم شد كه اين غزل و بسيارى غزلهاى لطيف ديگر كه در نسخهء خلخالى نبود بىهيچ شك و شبهه از خواجه است و آقايان مجتبى مينوى و دكتر خانلرى استادان گرانقدر دانشگاه كه وسايل انتشار اين گونه غزلها را از روى نسخههاى كهن فراهم ساختهاند بر حافظ دوستان حقى عظيم دارند . ( انجوى ) . ( اين غزل در نسخهء خطى قديمى سال 805 هجرى هم آمده است ( ح ) .