تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦

145

يارم چو قدح به دست گيرد * بازار بتان شكست گيرد
هركس كه به ديد چشم او گفت * كو محتسبى كه مست گيرد ؟ !
در بحر فتاده‌ام چو ماهى * تا يار مرا به شست گيرد
چون سايه فتاده‌ام به پايش ( 1 ) * آيا بود آنكه دست گيرد ؟
خرم دل آنكه همچو حافظ * جامى ز مى الست گيرد ( 2 ) .