تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
اين غزل كه از آثار دوران جوانى خواجهء شيراز است در ديوان حافظ قزوينى ، غنى نيست ، و ليكن در بعضى از ساير نسخه‌هاى ديوان حافظ - خطى ، چاپى ، معتبر ، معمولى آمده است . . . . « متضمن صنعت تضاد ( بازآورد - دستبرد ) مىباشد . » مسعود فرزاد ، كتاب « حافظ صحت كلمات و اصالت غزلها » الف تا پايان ز . ( دانشگاه شيراز 1349 ه‍ . ش . ) . . . [ واژه « سرخ » در مصراع اول ] . . . با « رنگ زردى » كه در مصراع دوم آمده است مناسبت دارد » ( همان كتاب و همان صفحه ) .
بنازيم دستى كه . . . پائى كه بر هم . . .
حافظ انجوى .
« قضاى نبشته نشايد سترد * كه كار خدائى نه كاريست خُرد »
( فردوسى ) شاهنامه فردوسى ، به كوشش دكتر دبير سياقى - مؤسسهء مطبوعاتى علمى ، چاپ دوم ، 1344 [ ه‍ . ش ] ج 2 ، ص 810 ( نقل از : « نشر دانش » مرداد و شهريور 1369 - ص 44 تحقيق از فاضل گرامى « سيد على ميرافضلى » ) . همچنين در حافظ انجوى هم اشاره شده كه اين بيت از فردوسى است . [ حافظ انجوى ، چاپ ششم ، ص 273 ] . « كرد [ يا ] گرد . . . گرد ( پهلوان ) با ارسطو كوچك‌ترين مناسبتى ندارد و بعلاوه با مفهوم « بيچاره » نيز مستلزم تناقض معنوى مىشود . « كرد » . . . به نظر من به معنى « شبان » است ، نه بمعنى اهل كردستان . » ( مسعود فرزاد ، كتاب « حافظ ، صحت كلمات و اصالت غزلها » ، الف تا پايان ز . چاپ 1349 - ص 262 ) . . . . مى ناب خورد ( يا ) مى صاف خورد : ( « [ مى ناب ] را مرجح مىدانم ، اصطلاح صحيح براى اين مورد « صافى » است ، نه « صاف » . ولى در وهلهء آخر [ هم ] نمىتوان گفت « صاف » غلط است » . ) فرزاد - همان كتاب و