« . . . غلام همت آنم كه اين قدم دارد » .
( ديوان ابن يمين ، به اهتمام حسينعلى باستانى راد ، [ كتابفروشى ، يا ] كتابخانهء سنائى ص 404 [ چاپ تهران ] . ابن يمين قطعهاى دارد - در سه بيت - غزل خواجهء شيراز : « دلى كه غيب نما . . . » نيز در همان وزن و قافيه و رديف است . بنابراين در مورد مصراع : « غلام همت . . . » بايد گفت كه يا « توارد » شده . . . . يا خواجه حافظ كلمهى « آنم » را برداشته و « سروم » را به جاى آن گذاشته و بدين ترتيب مصراع ابن يمين را تضمين فرموده است . ( ح ) . . . نرگس مست . . . شش درم دارد ؛ - « . . . نرگس گلى است ششپر ، كه مجموعا داراى شش گلبرگ و كاسبرگ سپيدست . در برخى . . .
حلقههاى زرد رنگ در وسط گل ديده مىشود كه « نرگس شهلا » نام دارد .
در بيت مورد بحث با توجه به ويژگيهاى نرگس ، سه تخيل شاعرانه ، قابل ملاحظه است :
يكم ) تخيل شش گلبرگ و كاسبرگ سپيد گل نرگس [ كاسبرگ :
قطعات سبز رنگ خارجىترين قسمت گل كه كاسهء گل باشد ( گل گلاب ، گياهشناسى 517 ) . فرهنگ معين ] يا احيانا تخيّل قسمت سپيد گلبرگهاى اين گل به صورت شش درم ، توجه بدين نكته كه درم ( - درهم - نقره ) خود سپيدست به لطف معنى مىافزايد .
دوم ) تخيّل مجموعهء جام گل نرگس ، يا احيانا حلقهء زرد رنگ وسط گل ، به قدح باده .
سوم ) تخيل گل نرگس به صورت بادهنوشى كه هر چه دارد ( - شش درم ) در موسم بهار - كه وقت بادهگسارى است - به پاى قدح باده نهاده و در كار مستى كرده است . حافظ اين معنى را به گونهاى در بيت بعد باز نموده است :
« زر از بهاى مى اكنون چو گل دريغ مدار * كه عقل كل به صدت عيب متهم دارد » . . . .
( اصغر دادبه )