112
آنكس كه به دست جام دارد * سلطانى جم مدام دارد
آبى كه خضر حيات ازو يافت * در ميكده جو كه جام دارد
سر رشتهء جان به جام بگذار * كاين رشته ازو نظام دارد
ما و مى و زاهدان و تقوى * تا يار سر كدام دارد ( 1 )
بيرون ز لب تو ساقيا نيست * در دور كسى كه كام دارد
نرگس همه شيوههاى مستى * از چشم خوش تو وام دارد
ذكر رُخ و زلف تو دلم را * ورديست كه صبح و شام دارد
بر سينهء ريش دردمندان * لعلت نمكى تمام دارد ( 2 )
در چاه ذقن چو حافظ اى جان ( 3 ) * حسن تو دو صد غلام دارد .