102
حسن تو هميشه در فزون باد * رويت همهساله لالهگون باد
وندر سر ما خيال عشقت * هر روز كه هست در فزون باد
قدِّ همه دلبران عالم * در خدمت قامتت نگون باد
« هر سرو كه در چمن برآيد » ( 1 ) * پيش الِف قدت چو نون باد
چشمى كه نه فتنهء تو باشد * از گوهر اشك ، بحر خون باد ( 2 )
چشم تو ز بهر دلربائى * در كردن سحر ذو فنون باد
هرجا كه دليست ، از غم تو : * بىصبر و قرار و بىسكون باد
هر دل كه نباشدش سر هجر ( 3 ) * از حلقهء وصل تو برون باد
لعل تو كه هست جان حافظ * دور از لب مردمان دون باد ( 4 )