حافظ ق . غ :
. . . . عشقى ، بشنو تو ، اين حكايت .
شاعر درين بيت و بيت بعد ، چه مىخواهد بگويد ؟ ! ! . . . « مرحوم آقا سيد احمد اديب پيشاورى مىگفته : حد من نيست كه بگويم فلان « غزل » حافظ بر فلان « غزل » ديگر او ترجيح دارد ولى يك وقت « اين ابيات » را كه مىخواندم شدّت تأثير آن به درجهئى بود كه حال بىهوشى به من دست داد به طورى كه اعتدال خود را از دست داده افتادم . » نقل از كتاب : « يادداشتهاى دكتر قاسم غنى » - ص 307 - مجلد هشتم ، انتشارات زوار - تهران زمستان 1367 ه . ش . » .
عشقت رسد به فرياد ، ور خود بسان حافظ : * قرآن زبر بخوانى در چارده روايت
( ور خود ) : . . . به نظر نويسندهء اين سطور . . . از نوع تصرفات بعضى از كاتبان است ( كه ) با توجه به بعضى از « ترفندها » يا « رنديها » يى كه حافظ ، بنا بر معروف ، براى « اغفال » محتسبان يا محتسب صفتان به كار مىبرده است گمان كردهاند كه شاعر مىخواسته است در پرده بگويد كه « حتى اگر قرآن را با چارده روايت از بر بخوانى بازهم عشق است كه به فريادت مىرسد » . . . ابو الحسن نجفى - نشر دانش - سال دوم - شمارهء اول [ عشق است كه به كمك تو مىآيد ] .
( ور خود ) و گر خود بتوانى مانند حافظ ، قرآن را نيز در چهارده روايت از حفظ تلاوت كنى ، بازهم از هيچ جا به دادت نمىرسند . فقط و فقط عشق است كه به فرياد تو خواهد رسيد ( ح ) .
عشقت رسد بفرياد گر خود بسان حافظ * قرآن زبر بخوانى در چارده روايت
( گر خود ) اگر مانند حافظ ، حافظ قرآن بوده با اين كتاب آسمانى سرو كار داشته باشى آنوقت است كه بطور قطع « عشق » به فريادت خواهد