تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
در بعض نسخ : « جانم بسوختى و ز جان دوستدارمت » آمده است ، امّا در نسخهء كهن و خطى ديوان حافظ كه سيزده سال پس از درگذشت « اين سرايندهء عاليقدر و بىنظير زبان فارسى به رشتهء تحرير درآمده است » : جانم بسوختى و به دل . . . نوشته شده است ، و آن كتاب ، اينست : ديوان حافظ ، نسخهء 805 هجرى ، با مقدمهء دكتر ركن الدين همايون‌فرخ ، تهران ، انتشارات باورداران ، چاپ اول : آبان 1367 [ ه‍ . ش . ]
« . . . . دست ز دامن نكنيمت رها »
مجلد اول غزليات سعدى بكوشش دكتر خطيب رهبر ، چاپ اول 1366 تهران انتشارات سعدى ، ص 3 .
خونم بريخت و ز غم عشقم خلاص داد !
( حافظ ق . غ ) . « مىكنى » بر مىگردد به شراب و شاهد و رندى ( در مصراع اول ) يعنى : شراب‌خوارى مىكنى ، شاهدبازى مىكنى ، رندى مىكنى . . . ( ح ) . در ديوان 805 هجرى و نسخ ديگر - به جز خانلرى - ابيات ششم و هشتم غزل به همين ترتيب است و با تكرار قافيه :
« . . . كه در دل بكارمت ! . » ، ( ح ) .