حافظ ق . غ :
آن پيك نامور كه رسيد . . .
( حافظ جلالى و نذير احمد :
اين پيك نامهبر . . .
) . پيك يعنى قاصد و چاپار ، « نامهبر » هست ، ولى « نامور » ( متن بعض نسخ حافظ ) نيست . در حافظ مسعود فرزاد و نيز صفحهء 141 - سطر 12 خانلرى و چند نسخهء مورد اعتماد ديگر ، « اين پيك نامهبر » آمده است .
( نامور - خداوند نام و آوازه ، مشهور و معروف . . . فرهنگ معين ) . « نامهور » هم همان معناى « نامهبر » را دارد . « به فرهنگ » ها مراجعه شود . ( نامهور - نامهآور ) . ح .
استاد شهيد مرتضى مطهرى ، در بالاى اين غزل :
« آن پيك نامور كه رسيد از ديار دوست »
[ حافظ علامه قزوينى ] مرقوم داشتهاند : « بسيار عالى است و تمام عارفانه است » . نيز در حاشيهء صفحهاى كه همين غزل در آن به طبع رسيده ، نوشتهاند : « سراسر غزل عرفانى است و از برخى مكاشفات و تجليات آثارى يا صفاتى حكايت مىكند . » ( آئينهء جام ، ديوان حافظ با يادداشتهاى استاد مطهرى ) از : انتشارات صدرا ، چاپ اول :
ارديبهشت 1372 تهران ، « صفحات 42 و 43 » .
در نسخهء خطى مورخ سال 808 بجاى اين مصراع چنين آمده است : تا در طلب شود دلم اميدوار دوست .
« . . . آن خاك نيكبخت كه در رهگذار اوست .
« سعدى » . ( از تحقيقات بهاء الدين خرمشاهى ) .
. . . كه را برد . . . حافظ به سعى سايه .