خواجه ، غزل المنة للّه . . . را در اقتفاى غزل عراقى كه سالها قبل از او مىزيسته سروده است و اينك دومين مصرع مقطع آن غزل : « . . . در باز تو خود را كه در ميكده بازست » ، كليات عراقى همدانى ، بكوشش سعيد نفيسى ( ص 154 ) چاپ چهارم تهران از انتشارات كتابخانهء سنائى ، تاريخ هم ندارد ! ! .
عراقى در مصراع نخست مطلع ، واژهء « نياز » را قافيه آورده است و حافظ در مصراع دوم مطلع ؛ : « در كوى خرابات ، كسى را كه نيازست » ، همان كتاب و همان صفحه ، .
مصرع دوم بيت :
« . . . دانى كه حقيقت ز چه در بند مجازست ؟ »
، همانجا ، ص 153
. . . « اين راه چه پردهست و درين پرده چه رازست ؟ . . .
و : ( از غزلى ديگر ) :
« هشيار چه داند كه درين كوى ، چه راز است ؟ . . . »
، همانجا ، ص 153 و 154
. . . « . . . محمود ، پريشان سر زلف ايازست »
همانجا - 154
. . . سوز دل محمود و سر زلف اياز است .
« حكيم نظامى » گنجينهء گنجوى به اهتمام وحيد دستگردى ، ص 244 حافظ ق غ : هر آنكس كه بيايد - . (
« . . . درآيد
، از « بيايد » بهترست زيرا اولا « درآيد » صحيحتر و شيواتر از « بيايد » مىباشد . ثانيا منظور شاعر از آوردن واژهء « در » رديف كردن آن با « در كعبه » و « در عين نماز » است » .
حافظ . به تحقيق : اديب برومند . ص 117 ) .
. . . « . . . خواب خوش مستيش همه عين نمازست . »
از : كليات عراقى ، بكوشش « سعيد نفيسى » ، ص 154
. . . جان همه مشتاقان در سوز و گدازست .
( همانجا ) در غزل دوم همان صفحه .