39
باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبرست * شمشاد سايهپرور من از كه كمترست ( 1 )
اى نازنين صنم ( 2 ) تو چه مذهب گرفتهاى * كت خون ما حلالتر از شير مادرست ( 3 )
چون نقش غم ز دور ببينى شراب خواه * تشخيص كردهايم و مداوا مقرّرست
از آستان پير مغان سر چرا كشيم * دولت در آن سرا و گشايش در آن درست ( 4 )
يك قصّه بيش نيست غم عشق و اين عجب * كز هر زبان كه مىشنوم نامكرّرست
دى وعده داد وصلم و در سر شراب داشت * امروز تا چه گويد و بازش چه در سرست ( 5 )
در كوى ما شكستهدلى مىخرند و بس ( 6 ) * بازار خودفروشى از آنسوى ديگرست ( 7 )
شيراز و آب ركنى و اين باد خوش نسيم ( 8 ) * عيبش مكن كه خال رخ هفت كشورست
فرق است از آبخضر كه ظلمات جاى اوست * تا آب ما كه منبعش اللّه اكبرست ( 9 )
ما آبروى فقر و قناعت نمىبريم * با پادشه بگوى كه روزى مقدّرست
حافظ چه طرفه شاخ نباتيست كلك تو * كش ميوه دلپذيرتر از شهد و شكّرست .