قطعهها
26
دريغا خلعت حُسن و جوانى
27
برادر خواجه عادل طاب مثواه
28
دلا ديدى كه آن فرزانه فرزند
مثنوىها
29
الا اى آهوى وحشى كجايى ؟
30
درين وادى به بانگ سيل بشنو
7 بحر مضارع مثمّن اخرب
( مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن 2 بار )
راهى بزن كه آهى بر ساز آن توان زد * شعرى بخوان كه با آن رطل گران توان زد
[ غزلها ]
مصراع نخست از مطلع غزلهايى را كه در اين بحر سروده شده ، به ترتيب تقدّم حروف « روىّ » در پى بازمىآوريم :
1
دل مىرود ز دستم صاحبدلان خدا را
2
ز آن يار دلنوازم شكريست با شكايت
3
جان بىجمال جانان ميل جهان ندارد
4
راهى بزن كه آهى بر ساز آن توان زد
5
در آن هوا كه جُز برق اندر طلب نباشد
6
دوش از جناب آصف پيك بشارت آمد